رستم رسولی

حرف های من و خلیل جبران

حرف های من و خلیل جبران

حرف های من و خلیل جبران

 

امروز وقتی مشغول کار بودم بطور ناخودآگاه این کلمه را در ذهنم با صدای بلند تکرار کردم

( شما زشت نیستید ، و آنگاه که تصور میکنید زیبا نیستید ، فقط نسبت به روز های دیگر کمتر به خود اهمیت داده اید) .

این جمله وقتی داشت از کوچه پس کوچه های ذهنم رد میشد

سریع  گرفتمش و با یه داس زدم تو سرش و کد خدا رو از تو کیفم صدا زدم

و روی زمین کاغذی ده جمله رو دفن کردم تا به قول داستایوسکی شب شود

و همه بروند و بیوفتم به جان این جمله و شروع به کالبد شکافی آن کنم .

خب اما از این جمله چند سطری میخوام بنویسم و در واقع تعمیم اش بدهم به ( نوشتن ) .

جبران خلیل جبران در جایی نوشته بود(پیامبر) که : شما به هزار طریق حوب هستید و آنگاه که خوب نیستید بد نیستید ، شما فقط تن بهل و تن آسانید…

از جمله  ی خودم تا خلیل این را میشود استنباط کرد که:

ان لحظه های یاس و دلسردی (که خدا ازش نگذره) به سراغ هر نویسنده و محتواگری می آید ،

صرفا این را ثابت نمیکند که ما برای این کار زاده نشده ایم

و من نمیتوانم و این یکی خوب از آب درنیامده و و و و… و هزاران جمله کشنده این قسمی که چون چاقویی کند بر رگ های خود میکشیم .

تمام این ها در همین جمله آمده

که تفسیر آن یعنی اینکه اگر ما امروز از دیروز کمتر نوشته ایم

و یا چیزی که امروز نوشته ایم از نوشته های دیروزمان ارزش کمتری داشته ،

دال بر بی استعدادی ما نبوده ، صرفا اینکه ما فقط کمتر تلاش کرده ایم امروز .

بیاییم با خودمان رو راست باشیم و بینیم که کمتر تلاش میکنیم.

یادتان باشد فلک را درگیر کم کاری های خود نکنید ، آسمان احتیاج به باریدن دارد.

من حتم دارم اگر انسان های تن آسان ابر هم میبودن باز هم برای نباریدن برای فصل پاییز بهانه می آوردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *